|
برگزاری آزمون قراردادهای آتی توسط سازمان بورس (هر چند بیشتر به یک دام پول می ماند تا آزمونی ضروری برای بورس کالا) یک سوال در اذهان ایجاد می کند و آن اینکه آیا بازار سرمایه کشور (بورس اوراق بهادار) به مرحله ای از بالندگی نرسیده که بتوان قرار دادهای آتی، تاخت، سواپ و... را در آن تعریف کرده و استفاده نمود؟ شاید سازمان کارگزاران سابق و شرکت بورس فعلی در توجه و جسارت ورود به انجام چنین فعالیت هایی تعلل کرده اند؛ مطمئنا راه هایی می توان یافت که قراردادها و مشتقاتی اینچنین را وارد بازار سرمایه کرد و به سرمایه گذاران امکان کنترل بیشتر بر ریسک را داد. سعی خوام کرد در نوشته های آتی مطالب بیشتری را به مشتقات اختصاص دهم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:28 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
یکی از مشکلاتی که شرکت بورس اوراق بهادار با آن مواجه است تضاد فعالیت این شرکت با سازمان بورس و اوراق بهادار می باشد به نظر من سازمان بورس و اوراق بهادار بیش از اندازه در وضعیت بازار بورس اوراق بهادار دخالت میکند به نحوی که شاید نتوان آن را کنترل نامید بلکه استفاده از کلمه مدیریت نامحسوس صحیح تر است، حضور دکتر صالح آبادی در گفتگوی 22:30 سیما (جدا از بحث های مطرح شده و پاسخ های داده شده) به نظر من درست نبود و شاید حضور دکتر رحمانی به عنوان مدیر عامل شرکت بورس اوراق بهادار صحیح تر و منطقی تر بود از سوی دیگر تابحال وضعیت اموال سازمان کارگزاران بورس که باید بین نهادهای بعدی تقسیم می شد به طور کامل مشخص نگردیده اما نکته جالب اینکه اداره امور گواهی نامه های حرفه ای سازمان بورس اوراق بهادار، سابقه کار کارکنان شرکت بورس اوراق بهادار را به عنوان سابقه کار مفید جهت مدرک گواهی های بازار سرمایه در نظر نمی گیرد! همه این موارد و برخی از نکات ریز دیگر در خصوص واگذاری سایر مسئولیت های بورس به شرکت و وضعیت شرکت فناوری بورس و محدوده فعالیت های آن باید حل شود تا شرکت بورس جایگاه اصلی خود در مدیریت بازار بورس کشور را بیابد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:26 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
آی الله بو تبریز ده خراب اولدی مین اوش یوز قیرخ اوچ (1343) دی ژیگون مد اولدی ژیگولون باشماغینین آتلاری اولماز اَل آتسان جیبینه بیر قران اولماز مصراع اول شعر فوق یکی تکیه کلامهای من برای خراب شدن اوضاع اقتصادی و گاها غیر اقتصادی کشور شده. برخی از دوستان خرده گرفته اند که چرا مدتی است وبلاگ را به روز نمی کنم؛ با توجه به این که حدالامکان در این وبلاگ سیاستی بکار برده ام که از نوشتم مطالب بیهوده (البته از منظر خودم) اجتناب کنم و از سویی در حال و هوای یافتن و نوشتن مطالب مفید نیز نیستم لاجرم و علی رغم میل باطنی وبلاگ را آپدیت نمی کنم. اما به تازه گی دامین www.abedini.info را خریده ام که در وهله اول آن را به این وبلاگ متصل کرده ام و در مراحل بعد، از این دومین برای وب سایت شخصی ام که قصد ایجاد آن را دارم استفاده خواهم کرد. از همه دوستان خواهشمندم برای لینک به این وبلاگ از این دامین استفاده کنند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 10:39 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
مطالب این نوشته را از مقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم مسعود سيفی اعلا برداشته ام که در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ چاپ شده اینکه من یا شما چقدر با نوشته های ایشان موافق هستیم مساله ای است که می توان در مورد آن صحبت کرد ولی این مهم که مقاله حاضر دربرگیرنده برخی از واقعیات انکار ناپذیر تبریز است را نمی توان انکار کرد. تبریز، زشت، زیبا پیشینیان تبریز را سرزمین فرهنگ و هنر و مهد پرورش فكر و اندیشه نامیدهاند. اما امروزه در پس غبارهای سنگینی كه روی ارزشها را نامردانه پوشانیده است، مصداق این گفته را باید به هویتی فراموششده تعبیر كرد. تبریز هر آنقدر كه بر محور اقتصاد صنعتی و تجاری چرخیده، به همان قدر از هویت فرهنگی و فرهنگسازی فاصله گرفته و محلی برای هنرمندان و نخبگان فرهنگ و ادب باقی نگذاشته است. سیمای شهر در سویی از زرق و برق ثروتهایی بادآورده كه سپاسگزار تورم شتابان سالیان اخیر بوده است، درخشیده و در سویی دیگر زیر بافتهای فرسوده در زیر لحافی از غبار زمانه آرام به خواب رفته است. تضاد و تعارض این دو سو چنان است كه طبل گستردگی شكاف طبقاتی چشمگیر در سطح شهر را بر بام هر خانهای، جداجدا به صدا درآورده است. تبریز امروز، اصلا یكدست نیست. نه ثروت آن یكدست است و نه فقر آن. ظاهر و باطن شهر كاملا فرق كرده و زمانهای كه همگان به داد همدیگر میرسیدهاند، به گذشتهها تعلق یافته است. گرچه هنوز سنت نیك رسیدگی به حال و روز مستمندان باقی است، ولی تكو توكی از متكدیان كه در كنار دیوارهای شهر نشستهاند، خبرهای ناخوشایندی از ضعف سنت حسنه تبریزیان منتشر كرده است. [ادامه مطلب] ادامه مطلب... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:40 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
دو فیلم زیر که در قسمت ادامه مطلب قابل مشاهده است قسمتی از نظرات من در مورد خصوصی سازی، بورس اوراق بهادار و سازکار اجرایی اصل ۴۴ است. متاسفانه فرصت ضبط قسمتهای دیگر آن را بدست نیاوردم ادامه مطلب... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 15:22 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
دیروز عصر حوالی نصف راه ناگهان دیدن نام دکتر صمد سرداری نیا بر روی نصف برگ A4 که اعلامیه مراسم تشیع جنازه و شام غریبان ایشان بود میخکوبم کرد دیر بود و امکان رفتن به مراسم نبود. سرداري نيا، در 21 ارديبهشت 1326 در محله« امير خيزي» تبريز ديده به جهان گشود و پس از اتمام تحصيلات دوران ابتدايي تا دبيرستان ،در سال 1346 وارد دانشگاه تبريز شد. وي در سال 1350در مقطع كارشناسي تاريخ از اين دانشگاه فارغ التحصيل شد و پس از استخدام در صدا و سيما بار ديگر به دانشگاه رفت ولي اين بار در رشته حقوق قضائي به تحصيل پرداخته و در سال 1357 فارغ التحصيل شد. اين استاد تاريخ آذربايجان در دوران حيات خود دانشجويان متعددي را تربيت كرده و به جامعه مطبوعاتي استان تقديم كرد. استادسرداری نیااز جمله مورخینی بود كه آوازه شهرتش از مرزها فراتر رفته بود . از آثار مهم ایشان مي توان به تبريز شهر اولين ها، سيري در تاريخ آذربايجان، قره باغ، باكو شهر نفت و موسيقي، مشاهير آذربايجان، ملانصرالدين در تبريز، باقرخان سالار ملي، تاريخ روزنامه ها و مجلات آذربايجان، آذربايجان پيشگام جامعه مدني، آذربايجان مهد صنعت چاپ در ايران، ايروان يك ايالت مسلمان نشين بود ، اشاره كرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 8:25 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
لینک ها و آدرس های زیر را از وب سایت یک دانشگاه خارجی یافته ام دیدن این اسکناسها خالی از لطف نیست لینک اصلی صفحه را از اینجا بیابید.
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:0 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
در انتهای سال 1385 و در نوشته ای با عنوان آخرین مطلب ... در خصوص دانشگاه تبریز مطلبی نوشته بودم به این مظمون که « دانشگاه تبریز رفته رفته از زمره دانشگاه های معتبر خارج شده حتی وزارتخانه هایی مانند وزارت نفت که بورس های خوبی به دانشجویان ممتاز دانشگاه ها ارائه می کنند نام دانشگاه تبریز را از برخی از بورس های خود حذف کرده اند، اینکه تعداد مقالات و فعالیت های علمی دانشگاه تبریز در برابر سایر دانشگاه ها به چه میزان است و آیا این اندازه برای دومین دانشگاه کشور (از لحاظ زمان تاسیس) قابل قبول است یا نه؟ سوالی است که پاسخ به آن چندان سخت نیست!» شاید مطلع شده اید که وزارت علوم 8 دانشگاه تهران، صنعتي شريف، صنعتی اصفهان، شيراز، اميركبير، شهيد بهشتی، علم و صنعت و تربيت مدرس را به عنوان دانشگاههای برتر کشور انتخاب کرده و از این پس بموجب بند(ز) قانون ماده50 برنامه توسعه به دانشگاههاي برتر كشور بودجه اي اضافه بر بودجه هاي مصوب تعلق خواهد گرفت تا براي ارتقا و توسعه پژوهش در دانشگاه خود به كار گيرند. و این به معنای درجا زدن بیشتر دانشگاه تبریز است. هرچند دلایل زیادی را می توان برای توجیه یا فرافکنی این انتخاب ذکر کرد ( که مطمئنا ریاست دانشگاه آنان را خواهد گفت!) ولی این انتخاب با توجه به عملکرد مدیران و اساتید دانشگاه تبریز چندان دور از ذهن نبود تا زمانی که دانشگاه بصورت ایل و طایفه ای اداره شود و گروههای آموزشی و دانشکده ها از ورود نیرو های تازه برای تدریس ممانعت کنند، برنامه راهبردی علمی و پژوهشی برای دانشگاه تعیین نگردد، و درحالی که سایر دانشگاهها اعم از شیراز، صنعتی شریف و... طی آگهی های گوناگون از دانشجویان برتر سایر دانشگاهها برای دوره های فوق لیسانس و دکتری دانشگاه خود دانشجوی بدون کنکور انتخاب می کنند این دانشگاه دانشجویانی از این دست را از دست دهد وضع بر همین منوال خواهد بود. به یاد داشته باشیم که یکی از دلایل اعتبار دانش ما اعتبار دانشگاه ماست... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 14:54 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
برندگان جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۷ نیز اعلام شدند در این دوره «لیئونید هارویکیز» متولد 1917 مسکو از دانشگاه مینه سوتا در آمریکا، «اریک اس. مسکین» متولد 1950 از موسسه مطالعات عالی پرینستون آمریکا و «راجر بی. میرسون» متولد 1951 از دانشگاه شیکاگو آمریکا به پاس تحقیقاتی که در توسعه و نظم بخشیدن به ابزارهایی برای تحلیلهای اقتصادی در زمینه اطلاعات نامتقارن و نهادهای اقتصادی انجام داده بودند، این جایزه را به طور مشترک دریافت کردند.
جهت اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید و یا این فایل (PDF) را دانلود نمایید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 15:12 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
بالاخره بهانه ای برای نوشتن در وبلاگ یافتم آن هم چه بهانه ای! برخلاف تمام نوشته های قبلی که در مورد اقتصاد و مال دنیا و... بود این بار زلزله هسته اصلی نوشته را تشکیل می دهد. امروز تبریز لرزید، زمانی که زلزله اتفاق افتاد تازه شروع به کار کرده بودیم، سیستم معاملات حدود 20 دقیقه بود که راه اندازی شده بود و کارگزاران با سرعت مشغول وارد کردن سفارشات به سیستم معاملات بودند، من نیز حسب وظیفه کاری خود مشغول گشت و گذار در سیستم معاملات بودم. در همین بین برای مدتی ایستاده بودم که اولین لرزه های زلزله آغاز شد. کارگزارن ایستاده در حالی که گوشی های تلفن خود را همچنان در بغل گوش خود نگه داشته بودند بر سر جای خود میخکوب شده بودند و به بالای سر خود نگاه می کردند (جمله "زلزله دی هاااا" به گوش می رسید) زرنگترین آنان بعدا تعریف می کرد که به زیر میز پناه برده و... و اما من ... شاید خنده دار باشد ولی من در این فکر بودم که آیا تابلوی بزرگ قیمت بورس که درست بالای سر میز نظارت بر تالار قرار دارد (میز کاری بنده) می تواند به عنوان محافظ برای من باشد و یا اینکه مانند دستگاه پرس من را به فسیل تبدیل خواهد کرد؟ صدای شیشه های تالار شیشه ای بورس تبریز همه جا را گرفته بود.... . در نهایت زلزله تمام شد و افراد مبهوت در مرکز بازار سرمایه تبریز همچنان گوشی به دست بودند. برخی هنوز باور نکرده بودند که زلزله اتفاق افتاده مثل همه اتفاقاتی از این دست شایعات شروع شد: آسانسور افتاد! ولی آسانسور چنان قدرتی ندارد که بتواند ساختمام پست مرکزی تبریز را که تماما از بتن ساخته شده و شاید یکی از مستحکم ترین ساختمانهای تبریز است بلرزاند. همه تلفن های خود را خاموش کردند و بلافاصله دوباره شروع به شماره گیری کردند ولی این بار نه شماره مشتریان که شماره منزل خود را گرفتند موبایل با پیام Network busy من را مجبور کرد با تلفن ثابت به خانه زنگ بزنم آنها نیز زلزله را با تمام وجود احساس کرده بودند گشتی در تالار زدم، رنگ و روی همه پریده بود و حال یکی از همکاران خانم بسیار بد بود و شوکه شده بود. دوباره به سالن برگشتم بعد از کمی گشت و گذار در حالی که سعی کردم با خونسردی به همکاران دلداری بدهم سر جای خود نشستم بعد یاد نماز آیات افتادم و به لطف خدا سریع به نماز خانه رفتم و نماز دو رکعتی آیات را خواندم. خلاصه کلام : قدرت خدا در چند ثانیه تمام جمعیت چندمیلیونی تبریز را مبهوت کرد خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:40 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو برنامه های آموزشی |
| درباره وبلاگ |
Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts |
| آرشیو موضوعی |
|
اوراق قرضه (Bonds) اقتصاد سنجی وامها جزوات آموزشی بورس تاریخچه بورس اوراق بهادار |
| بورس اوراق بهادار |
| بورس کالای ايران |
| بانک اطلاعات اقتصادی ايران |
| بورسهای جهانی |
|
|
|
RSS
|