|
3 ـ اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام (Convertible Bonds) افرادی که به خرید اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام میپردازند قادر هستند اوراق قرضه خود را با نسبت معینی وبا قیمت مشخصی به تعدادی سهم عادی که تعداد آن هم قبلاً معلوم شدهاست، تبدیل نمایند. قیمت سهام در تبدیل اینگونه اوراق قرضه از طریق افزودن مبلغی معادل با پانزده الی بیست درصد بر قیمت جاری بازار سهام عادی بدست میاید. مثلاُ اگر شرکتی اوراق قرضهقابل تبدیل به سهام هر کدام به ارزش 10000 واحد پولی و با بهره 18 درصد منتشر نمودهباشد و در همین اثنا قیمت هر واحد سهم شرکت در بازار 1500 واحد پول باشد در اینصورت ممکن است قیمت هر سهم شرکت برای تبدیل اوراق قرضه به سهام معادل 2000 واحد پول از طرف شرکت تعیین گردد. در اینصورت اگر دارندهیک ورقه قرضه قابل تبدیل به سهام بخواهد ورقهقرضه خود را به سهام قابل تبدیل به سهام تبدیل کند باید 10000 واحد پول را که قیمت یک ورقه قرضه است، به قیمت تبدیلی هر سهم که 2000 واحد پول است تقسیم نماید. که در این حالت خواهد توانست با تحویل ورقه قرضه به شرکت یادشده پنج سهم از سهام شرکت را دریافت نماید. بعبارت دیگر نسبت تبدیل ورقه قرضه به سهام، معادل یک به پنج است و یا پنج سهم در مقابل یک ورقه قرضه قرار دارد. در خصوص انتشار اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام این تصور وجود دارد که شرکت از زاه انتشار این اوراق در واقع به سرمایهای دست میابد که فعلاً به آن دسترسی ندارد این سرمایه در آینده به شرکت تعلق پیدا میکند . شرکت منتشرکننده این اوراق قرضه در واقع سهام خود را که قیمت جاری بازار آنها معلوم است به قیمتی بالاتر میفروشد که تصور میکند در آینده به آن قیمت خواهد رسید. زمانیکه شرکتی دارای قیمت سهم از قرار هر واحد 1500 واحد پولی است و اوراق قرضهقابل تبدیل به سهام از قرار هر واحد برابر 10000 واحد پول منتشر میکند و برای تبدیل اوراق قرضه به سهام ، قیمت هر سهم را 2000 واحد پولی اعلام میکند فیالواقع هر ورقه قرضه را معادل 5 سهم بشمار میاورد و اگر دارنده یک ورقهقرضه تصمیم به تعویض ورقه قرضه با سهام بگیرد پولی معادل با 10000 واحد پولی را در اختیار شرکت میگذارد. اما این ریسک برای صاحب ورقهقرضه وجود دارد که قیمت هر سهم شرکت در آینده به 2000 واحد پول نرسد و لذا ممکن است تعدادی از دارندگان ورقه قرضه تا رسیدن قیمت هر سهم به 2000 واحد پول صبر کنند و تنها به درآمد بهرهورقه قرضه کفایت کنند تا آنکه قیمت بازار هر سهم به 2000 واحد پولی برسد و آنگاه با تبدیل ورقه قرضه یه سهام ، به صورت سهامدار شرکت درآیند. اما شرکتهای انتشاردهنده اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام امیدوارند که در مدت کوتاهی همه یا بخش مهمی از اوراق قرضه را به سهام تبدیل کنند زیرا تا اوراق قرضه منتشره به سهام تبدیل نشوند انتشار دوباره اوراق قرضه و یا گرفتن وام از منابع دیگر دارای محدودیت خواهد شد . به این دلیل و برای مقابله با محدودیتهای آتی اغلب در قراردادهای مربوط به انتشار اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام حکم یا حق بازخرید اوراق قرضه (call feature) جای میگیرد تا آنکه مدیریت شرکت بتواند اوراق قرضه منتشره را با قیمت معینی از دارندگان، از دارندگان آنها بازخرید کند تا بدینترتیب دارندگان اوراق قرضه به تبدیل آنها به سهام ترغیب ویا مجبور شوند. قیمت بازخرید اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام معمولاً ده تا بیست درصد بالاتر از قیمت اسمی یا قیمت روی ورقه قرضه تعیین میگردد تا آنکه از ضررهای محتمل دارندگان اوراق قرضه جلوگیری شود. اگر قیمت ورقهقرضه قابل تبدیل به سهم برابر 10000 واحد پول باشد قیمت بازخرید آن از طرف شرکت انتشار دهنده برابر12000 واحد پول خواهد بود تا زمانیکه قیمت بازخرید اوراق قرضه برابر ارزش مبادله اوراق قرضه در بازار و یا از آن بیشتر باشد، صاحبان اوراق قرضه تمایل خواهند داشت که این اوراق را با سهام تعویض کنند. بزبان دیگر قیمت بازخرید اوراق قرضهقابل تبدیل به سهام اگر نسبت به قیمت بازار آنها بیشتر و یا حداقل با قیمت بازار برابر باشد امکان تبدیل اوراق قرضه به سهام وجود خواهد داشت. در ادبیات مربوط به سرمایهگذاری، مفهومی بنام ارزش مبادله اوراق قرضه وجود دارد که بعضاً در بحث تبدیل اوراق قرضه به سهام مورد استفاده قرار میگیرد. براساس این مفهوم ارزش مبادله اوراق قرضه عبارتست از ارزش بازار هر ورقه سهم ضربدر تعدادی از سهام که هر ورقهقرضه میتواند دریافت نماید. مثالاً اگر ارزش بازار هر سهم 1500 واحد پول باشد ولی شرکت برای مبادله اوراق قرضه و سهام ارزش هر سهم را 2000 واحد پول اعلام کند ورقهقرضه10000 واحد پولی 5 سهم میتواند دریافت کند در اینصورت ارزش مبادلهاوراق قرضه قابل تبدیل به سهام برابر است با 7500 1500=7500) * (5 واحد پولی خواهد بود. حال بر اساس این مفهوم اینگونه میتوان اظهار داشت که اگر قیمت بازخرید هر ورقه قرضه از سوی شرکت 12000 واحد پولی نسبت به ارزش مبادله 7500 واحد پولی بیشتر خواهد بود. بعضی از متخصصین در تبدیل اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام به مقایسه قیمت بازخرید ورقه قرضه و ارزش مبادله اقدام می:نند و معتقدند که تبدیل اوراق قرضه به سهام زمانی میسر است که ارزش یا قیمت بازخرید بیشتر از قیمت، یا ارزش مبادله باشد وگرنه دارندگان اوراق قرضه حاضر خواهند بود با قیمت پیشنهادی وبازخریدی شرکت اوراق قرضهخود را به شرکت بفروشند و از تبدیل آن به سهام خودداری نمایند. اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام برای شرکتهای انتشاردهنده و نیز خریداران آنها بعضی امتیازات بهمراه دارند. از دیدگاه شرکت انتشاردهنده اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام امتیازی که وجود دارد این است که انتشار این اوراق قرضه کاهش کمتری دردرآمدی هر سهم ایجاد میکند مثلاً اگر سرمایه ثبت شده یک شرکت معادل 100 میلیون واحد پول و ارزش اسمی هر سهم آن برابر 1000 واحد پول و قیمت بازار هر سهم 1500 واحد پول باشد و شرکت بخواهد معادل 50 میلیون واحد پول بر سرمایهخود بیفزاید و برای این منظور سهام جدید منتشر کند در این حال برای اینکه سهام جدید بخوبی و در مدت کوتاهی بفروش برسند لازم است قیمت هر سهم جدید نسبت به قیمت بازار سهام 252 واحد پول ((1500-1250=250 ارزانتر خواهد بود . تحت این شرایط برای بدست آوردن 50 میلیون واحد پول سرمایهجدید فروش 40000 سهم (50000000:1250=40000) کفایت میکند . از سوی دیگر اگر دارنده یک ورقه قرضهقابل تبدیل به سهام به ارزش 10000 واحد پولی بخواهد اوراق قرضهخود را به سهام تبدیل کند قیمت هر سهم از سوی شرکت 2000 واحد پول اعمال میشود که نسبت به قیمت سهام جدید از قرار هر سهم 1250 واحد پولی ، معادل 750 واحد پول گرانتر است . چنانچه شرکت بخواهد به جای انتشار 40000 سهم و فروش هر سهم به قیمت 1250 واحد پولی و دریافت 50 میلیون سرمایه جدید، سرمایهجدید را تنها از طریق تبدیل اوراق قرضه به سهام تأمین کند در اینصورت این کار با25000 سهم جدید تأمین خواهد شد(50000000;2000=25000) از آنجاکه تأمین سرمایهجدید یادشده از طریق انتشار اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام منتهی به افزایش کمتر سهام جدید میشودؤ یعنی 25000 سهم در مقابل 40000 سهم ، لذا اثر آن در کاهش درآمد سرانههر سهم کمتر از آلترناتیو فروش سهام جدید به قیمت 1250 واحد پولی است و از این گذشته بدلیل قابل تبدیل بودن اوراق قرضه به سهام معمولاً نرخ بهره این اوراق قرضه نسبت به اوراق قرضه کمتر است. در کشورهای غربی اغلب شرکتهایی که در حال حاضر دارای قیمت سهام کمتر در بازار بوده ولی احتمال افزایش قیمت سهام آنها در آتیه زیاد است علاقمند به انتشار اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام هستند. علاوه بر این آندسته از شرکتهای کوچک که پتانسیل توسعه و افزایش بازار را دارند، تمایل دارند که به انتشار اوراق قرضهقابل تبدیل به سهام اقدام کنند. شرکتهایی که نسبت گسترش در آنها به لحاظ فعالیت زیاد است به همین ترتیب علاقمند به انتشار این قبیل اوراق قرضه هستند. افراد و یا مؤسساتی که به خرید اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام اقدام میکنند معمولاً پس از مدتی انتظار و مشاهده نتایج عملکرد شرکت مربوطه در خصوص تبدیل اوراق قرضه به سهام تصمیم میگیرند در صورتیکه عملکرد و نتایج کار شرکت موفقیت آمیز باشد این احتمال وجود دارد که بخش مهمی از صاحبان اوراق قرضه حاضر شوند جزو شرکاء و سهامداران جدید شرکت دربیایند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 12:0 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
یکی از ابداعاتی که در بازارهای اعتباری آمریکا در 30 سال گذشته انجام شده ایجاد بازار اوراق بهادار با پشتوانه وامهای رهنی است. تبدیل کردن رهنها به اوراق بهادار بازار سرمایهگذاری جدیدی را ایجاد میکند و منجر به ایجاد دارایی با نقدینگی بالا و قیمتگذاری مؤثر و مناسب رهنها میشود و همینطور باعث میشود که واسطهگری در بازار رهن بهطور تخصصی صورت گیرد. تمام این پیشرفتها باعث کاهش نرخ رهن برای قرض گیرندگان، افزایش افرادی که صاحبخانه میشوند و حذف اختلافات منطقهای در گسترش سرمایهگذاری روی خانههایی که وام داده میشوند، خواهد شد.از دیدگاه سرمایهگذاران، جریان تبدیل کردن MBS به اوراق بهادار در واقع عملی است که وامهای نرخگذاری نشده و فاقد نقدینگی به اوراق بهاداری تبدیل میشوند که هم نقدینگی بالایی دارد و هم ریسک اعتباری آن پایین است و نرخهای برگشتی مختلفی را پیشنهاد میدهد. روزانه با بیش از 200 بیلیون دلار معامله و _2/5 تریلیون دلار بدهی تصفیه نشده در سال 2003 بازار MBS آمریکا امروزه یکی از نقد ترین بازارهای دنیا است درآمدی که MBS ها پیشنهاد میدهند از اسناد خزانه و اوراق بهادار صنفی بیشتر است. این درآمد، ریسک اعتباری بالا، ریسک بازار و ریسک عدم پرداخت را پوشش میدهد.جریان تبدیل به اوراق بهادار کردن رهن همچنین به دلیل انتقال ریسک نرخ بهره رهن از بانکها و امکان پسانداز برای تعداد زیادی از سرمایهگذاران به پایدار تر کردن سیستم مالی مسکن کمک میکند. گذشته از این بسیاری از ریسکهای اعتباری توسط بنگاههای اقتصادی مثل فانی ما و فریدی مک پوشش داده میشود به خاطر اینکه این بنگاههای اقتصادی، برخلاف بانکها و پساندازکنندگان که بهطور ابتدایی رهنهای مربوط به ناحیه خود را مورد ارزیابی قرار میدهند رهن تمام کشورها را به صورت یک مجموعه جمع میکنند و در زمینه متنوعسازی ریسک اعتباری دارای قابلیت زیاد هستند.افراد تازهکار باید پیشفرضی از انواع مختلف اوراق بهادار با پشتوانه وامهای رهنی، بازار این اوراق و پیشرفتهای منحصر به فرد و بیسابقهء آن، داشته باشند. بعد از آن باید در مورد ساختار و سه نوع اصلی از MBS مسکونی: یعنی اوراق بهادار تضمینی، CMO اوراق بهادار با پشتوانه وامهای رهنی علامتگذاری شده بحث کنند. تاریخچه MBS اصلیترین منتشرکننده اوراق بهادار با پشتوانه وامهای رهنی جنی ما، فانی ما و فریدی مک هستند مؤسسه فدرال رهن ملی در سال 1938 از طریق کنگره برای افزایش سرمایهگذاری و نقدشوندگی بازار رهن آمریکا ایجاد شد و به نام فانی ما شناخته شد. ابتدا فانی ما توسط دولت فدرال و به عنوان انجمن مهندسی مالی شکل گرفت. سپس در سال 1968 فانی ما به دو قسمت تقسیم شد یکی جنی ما که مؤسسه دولتی باقی ماند و دیگری فانی ما بود که به یک شرکت با سهامداران خصوصی تبدیل شد. نقش جنی ما از سال 1968 این بود که بازار ثانویه برای رهنهای تضمینی دولت فراهم میکرد. جنی ما از بودجه فدرال استفاده میکرد و برنامههایش مورد حمایت و ضمانت دولت فدرال قرار داشت.دولت فدرال از طریق جنیما تا سال 1970 در بازار MBS تاخت و تاز کرد.شرکت وامهای رهن خانه فدرال که به نام فریدی مک شناخته شد، توسط کنگره در سال 1970 به عنوان بازار ثانویه رهن در صنعت پسانداز و وامدهی تاسیس شد و در سال 1989 به یک شرکت سهامی خاص تبدیل شد.برخلاف جنیما، فانیما و فریدی مک مورد حمایت دولت فدرال نمیباشد اما هردوی این مؤسسات توسط دولت فدرال ایجاد شده و طرحهای شرکتی فدرال در آنها استفاده میشود، دولت اجازه نمیدهد که به دلیل مشکلات مالی فانیما و فریدی مک دچار ورشکستگی بشوند; چرا که مانند سایر مؤسسات مالی قوی و بانک آمریکا بازار از التزامات و قوانین دولت آمریکا پیروی میکند. به همین دلیل این مؤسسات اقتصادی حق بیمه پایینی را برای مقابله با ریسک اعتباری زمانی که آنها از بازارهای سرمایه خصوصی وام میگیرند، پرداخت میکنند. اولین MBS در سال 1970 توسط جنیما به بازار ارایه شد که بین سالهای 1970 تا 1980 مهمترین نوع MBS اوراق بهادار تضمینی (PASS-THROUGH) بود. مهمترین نوآوری در سال 1983 در بازار MBS زمانی که فریدی مک CMO را وارد بازار کرد، اتفاق افتاد. این ابزار جدید با سررسید ویژه و الزامات گردش وجوه، برای سرمایهگذاران جاذبه ایجاد کرد. اولین انتشار CMO با یکسری از گروههای مالیاتی و مشکلات قانونی و حسابداری مواجه شد ولی این مشکلات توسط قانون اصلاح امور مالیاتی 1986 که شامل مالیات سرمایهگذاری در رهن مستغلات (REMIC) نیز بود، برطرف شد. بعد از سال 1986 CMO به طور فوقالعادهای رشد کرد و قوانین جدید مالیاتی باعث به وجود آمدن انواع دیگری از ابزار رهن همچون STRIP گواهینامه سهام دولتی (شناور) و یا برعکس آن شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 10:43 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
4- انواع اصلی اوراق قرضه در کشورهای پیشرفته صنعتی ودر اقتصادهای شکوفا و فعال، اوراق قرضه دارای انواع متفاوتی هستند که در اینجا به بررسی انواه اصلی و مهم آنها میپردازیم: 1-اوراق قرضه بدون پشتوانه ( یا بدون گارانتی)(Debentures) اوراق قرضه بدون پشتوانه تنها با اتکا به عنوان و اعتبار شرکت در بازار منتشر میشوند و برای بازپرداخت آنها تضمین و یا اعتبار مشخی جز اعتبار شرکت انتشار دهنده وجود ندارد. اغلب اوراق قرضه از همین نوع هستند که هزینه آنها آنها برای شرکتها در پائینترین سطح خود میباشد. اوراق قرضه بدون پشتوانه را بیشتر اوقات آندسته از شرکتهای تولیدی منتشر میکنند که دارئیهای ثابت و محدود آنها در جهت ضمانت پرداخت اصل و فرع اوراق قرضه چندان مناسب نیست از این نوع اوراق قرضه شرکتها و مؤسسات دولتی کمتر استفاده مینمایند. مؤسسات و شرکتهایی که به انتشار این دسته از اوراق بهادارر اقدام میکنند به منظور جلب نظر و تأمین اطمینان خریداران اوراق قرضه در قرارداد مربوطه به انتشار این نوع اوراق قرضه احکامی از قبیل محدودیت در پرداخت سهم سود، محدودیت در سرمایهگذاریهای جدید و نیز محدودیت در گرفتن وام جدید را جای میدهند تا آنکه حقوق صاحبان اوراق قرضه محفوظ باقی بماند. 2- اوراق قرضه پشتوانهدار ( یا دارای گارانتی)(Guaranteed Bonds) در انتشار اوراق قرضه پشتوانهدار همه یا بخشی از دارئیهای مختلف شرکت انتشار دهنده از قبیل اراضی، بناها، دستگاهها و ماشینآلات، تأسیسات و غیره به عنوان تضمین پرداخت اصل و فرع اوراق قرضه معرفی میشوند. از سوی دیگر در بسیاری موارد بانکها ، هولدینگها و بعضاً دولتها به عنوان ضامن و عهدهدار پرداخت اصل و فرع اوراق قرضه پشتوانهدار ایفای نقش میکنند. از اینگونه اوراق بهادار در کشورهای غربی عموماً مؤسسات دولتی و شرکتهای راهآهن استفاده میکنند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 10:12 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
مدتی بود که اصلاْ حال و حوصله نوشتن مطلب برای وبلاگ رو نداشتم این برنامه اعتراض های آذربایجان و البته تبریز بدجوری اعصاب من رو خط خطی کرده بود به هرحال تصمیم گرفتم هرموقع که حوصله کردم یه نگاهی هم به وبلاگ بیاندازم
اشکالات مربوط به اوراق قرضه در مورد اوراق قرضه برای شرکتها مشکلاتی نیز وجود دارد که به تشریح آنها میپردازیم : 1ـ برای انتشار اوراق قرضه باید مراحل مختلف قانونی از طرف شرکت انتشار دهنده طی شود و هزینههای معینی صرف گردد این دو فعالیت سبب میشود که اغلب شرکتهای کوچک نتوانند از امکان انتشار اوراق قرضه بهرهمند گردند. 2ـ شرایط اقتصادی و تحو لات محیطی شرکتهای انتشار دهنده اوراق قرضه پیوسته در حال تغییر است و نمیتوان کلیه این تغییر و تحولات آتی را بدقت پیشبینی نمود به این جهت ممکن ایت منتشر کننده اوراق قرضه در پریودهای آینده از نظر سودآوری و تأمین درآمد دچار مشکلاتی گردد در حالیکه در همین دورهها باید مسؤولیت پرداخت اصل و فرع اوراق قرضه را ایفا کند در اینگونه وضعیتها مسؤولیتهای شرکت مربوطه سنگین میشود. 3ـ انتشارا وراق قرضه سبب افزایش بدهیهای شرکت میشود و باعث ازدیاد نسبت بدهی به سرمایه همان شرکت و در نتیجه سبب بالارفتن ریسک شرکت میگردد و تازمانی که سرمایهشرکت مورد بحث افزای پیدا نکرده، امکان اخذ وام یا نتشار دوباره اوراق قرضه محدود میشود. 4ـ در صورتیکه نرخ سودآوری شرکت در مقابل نرخ بهرهاوراق قرضه تنزل پیدا کند، سودآوری سرمایه شرکت کاهش میابد . ارزش شرکت در بازار به دلیل همین شرایط کاهش مییابد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 8:3 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو برنامه های آموزشی نبض بازار تبریز مجله اکونومیست |
| درباره وبلاگ |
Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts |
| آرشیو موضوعی |
|
اوراق قرضه (Bonds) اقتصاد سنجی وامها جزوات آموزشی بورس تاریخچه بورس اوراق بهادار |
| بورس اوراق بهادار |
| بورس کالای ايران |
| بانک اطلاعات اقتصادی ايران |
| Amibroker Pro V5.20 |
| مهندسی مالی و مدیریت ریسک |
| بورسهای جهانی |
|
|
|
RSS
|