نقش اجرای قوانین در رونق بورس
در چهار سال گذشته که مسئولیت برگزاری دوره های آموزشی تالار بورس تبریز را بر عهده داشتم گاه با سوالات چالش برانگیزی روبرو بوده ام که پاسخگویی به آنها نیازمند وارد شدن به حیطه هایی غیر از مبحث اصلی بوده، انسانها با سوالات و پیش فرض های گوناگونی از جمله پیش فرض های منفی گرایانه در دوره حاضر می شوند، عده ای بورس را نوعی قمارخانه شرعی می دانند، گروهی بر این باورند که کارگزاران، مدیران بورس و حتی سهامداران افراد کلاه برداری هستند که برای به یغما بردن پس انداز اندک آنها دامی به اسم بورس را گسترده اند و نظرات منفی دیگر که در این نوشته نمی گنجند.
نگرانی از وجود چنین دیدگاه هایی منفی زمانی بیشتر می شود که به یاد آوریم بیش از 40سال از تاسیس بورس و اوراق بهادار در ایران می گذرد ولی همچنان سوالاتی از این دست بی جواب مانده اند.
اما دلیل وجود چنین دیدگاه هایی چیست؟
"این افراد با بورس آشنا نیستند" پاسخی که در حقیقت راه فراری است از واقعیتهای موجود؛ مطمئناً ساده لوحی است که دلیل این نگرش های منفی را صرفاً ناشی از بی اطلاعی و عدم آشنایی افراد با مقوله سرمایه گذاری در بورس بدانیم
شاید یکی از دلایل این نگرش را در عدم توجه به قوانین موجود یا ضعف قوانین بازدارنده و کنترل کننده در بورس بیابیم، بورس از تفسیر به رای، همانگونه که در بسیاری از امورات ما وجود دارد، مستثنی نیست، قوانینی مانند دستورالعمل معاملات در بورس، دستورالعمل رفع گره معاملاتی، باز و بسته شدن نمادها، وظایف در برابر کارگزاران و برخی قوانین مهم دیگر که شالوده نظم در بازار را تشکیل می دهند با نظرات شخصی تداخل پیدا می کنند، این در حالی است که مقام ناظر بر بازار سرمایه، که طبق قانون بازار اوراق بهادار وظیفه نظارت بر اجرای قوانین را برعهده دارد، خود در رعایت قوانین اهتمام لازم را ندارد و حتی مفاد قانون بازار اوراق بهادار را به نحو صحیح اجرا نمی کند، گاه نه در مقام ناظر که در مقام حاکم بر بازار وارد عمل می شود، گاه خود را کنار می کشد و بر بی نظمی ها چشم می بندد و گاه چنان خود را در امورات اجرایی وارد می کند که وارد حوزه فعالیت شرکت بورس و کارگزاران نیز می شود. در این بین شرکت بورس نیز بیشتر شبیه به شرکت پیمانکاری رفتار می کند تا شرکتی با قدرت اجرایی؛ در عمل شرکت بورس بیشتر به دنبال اجاره دادن ساختمانهای اجاره ای در دست خود و یا افزایش تعداد ایستگاه های معاملاتی است و کمتر به گسترش بازار به معنای واقعی توجه می کند.
اما همه در یک موضوع متفق القول هستند و آن کم عمق بودن بازار سرمایه است و اینکه افراد کمی در بازار سرمایه فعالیت میکنند. اما آیا می توان از مجموعه ای که قوانین را فدای مصلحت های زود گذر و نظرات شخصی می نماید انتظار رشد داشت؟ پیشرفت در هر امری نیازمند نظم است و نظم در اجرای قوانین نمایان می شود. به نظر می آید بورس باید بین اینکه "مغازه ای در خیابان حافظ تهران" باشد و یا "شرکتی قدرتمند" یکی را انتخاب کند و اگر انتخاب گزینه دومی است، نیل به آن جز با اتکاء به قوانین و اجرای آن ممکن نیست
تصمیم دارم این مطلب در فرصتی مناسب ادامه دهم...
داستان من و یک کتاب!
متاسفانه پیده ای به نام استفاده از مطالب دیگران در نوشته ها و کتب در کشور وجود دارد که رواج بسیاری نیز یافته و مدتهاست گریبانگیر جامعه آکادمیک شده. از نوشته های این وبلاگ نیز بارها در سایتها و ویلاگهای دیگر استفاده شده که برخی از آنها بدون ذکر منبع بوده اند اما جدید ترین اتفاق به نظرم قابل ذکر است.
جریان از این قرار است که چند هفته پیش زمانی که درگیر برگزاری سمینار بازار سرمایه اسلامی در دانشگاه تبریز بودیم، از طرف دوستان در مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار، چند بسته کتاب برای پخش در سمینار فرستاده شد که یکی از آنها کتابی بود با عنوان «خود آموز بورس» که توسط شركت اطلاعرسانی و خدمات بورس وابسته به سازمان بورس و اوراق بهادار منتشر شده است، که ظاهرا کتاب موفقی نیز بوده، زمانی که بطور کاملاً تصادفی مشغول ورق زدن صفحات آن کتاب بودم متوجه شدم قسمتی از کتاب از روی این وبلاگ و نوشته های من برداشته شده و البته منبعی هم ذکر نگردیده. در ابتدا تصمیم داشتم بیخیال قضیه شوم اما دو سه روز بعد در بین صحبت با یکی از کارشناسان سازمان بورس و اوراق بهادار، جریان را به وی گفتم و از وی خواستم که از نویسنده کتاب منبع نوشته را جویا شود! دیروز، که البته برای کار دیگری، با ایشان صحبت می کردم گفتند که قرار شده در چاپ بعدی رفرنس مطالب نوشته شود! جالب اینکه در پایان من از ایشان تشکر کردم که دفعه بعد رفرنس ها چاپ می کنند (البته اگه چاپ دومی هم در کار باشه) !!!
زیر نویس به تاریخ ۲/۹/۱۳۸۸ : یک نکته خیلی جالب را امروز در سایت خبری سنا خواندم و آن اینکه از نویسنده کتاب مذکور در نخستین جشنواره برترینهای بازار سرمایه در حوزه تالیف کتاب (حوزه فرهنگ سازی) به خاطر همین کتاب تقدیر به عمل آمده. لینک خبر



Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts