وامها ـ بخش سوم

نقاط قوت و ضعف وامها از دیدگاه شرکت‌های وام گیرنده

شرکتهایی که از وامهای بانکی استفاده می‌کنند برای اینگونه وام‌ها بعضی نقاط قوت و یا امتیازات قائل‌اند که آنها را بصورت زیر می‌توان خلاصه نمود:

1- وام گیرنده می‌تواند بدون وجود یک فرد یا مؤسسه واسط با وام‌دهنده وارد مذاکره شود و شرایط را به نسبت نیاز و توانائیهای خود تنظیم نماید.

2- مؤسسه یا شرکت وام گیرنده وضعیت مالی خود را فقط برای وام‌دهنده تشریح می‌کند و توضیح میدهد و مجبور نیست که برای عموم فعالان در بازرهای مالی اطلاعات مالی فراهم کند.

3- اغلب اوقات هزینه وام گرفتن در قیاس با هزینه‌انتشار سهام کمتر است وسرمایه‌داران یا سهامداران شرکت هزینه بیشتری را بر شرکت تحمیل می‌کنند. از سوی دیگر نرخ‌های شدید تورم و نیز مالیاتها سبب کاهش هزینه‌وام می‌شوند.

4- از آنجا که وام دهندگان به شرکت‌ها ماهیت طلبکاران را دارند از نظر حقوقی قادر نیستند که در اداره شرکت دخالت نمایند و نظرات خود را بر مدیریت تحمیل کنند.

5- در صورتیکه نرخ سودآوری شرکت وام گیرنده از نرخ بهره وام اخذ بیشتر باشد سودآوری سرمایه افزایش می‌یابد و شرکت می‌تواند سود بالاتری را با اخذ وام بدست آورد.

6- در بعضی شرایط ممکن است وام دهنده کمک فکری و مشاوره در اختیار وام‌گیرنده قرار دهد تا به موفقیت او و تأمین سودآوری آن کمک کند وبا موفقیت وام‌گیرنده، سودآوری وام خود را تحقق ببخشد.

 

وامها ـ بخش دوم

3- نرخ بهره وامها اغلب تحت تأثیر زمان بازپرداخت وام است . معمولاً وامهای کوتاه‌مدت نرخ بهره‌ کمتری نسبت به وامهای بلندمدت دارند ولی این فرق چشم‌گیر نیست. در بعضی کشورها این تفاوت در حد یکی دودرصد است. در بعضی کشورهای ممکن است نرخ بهره وامها طی قراردهای ویژه‌ای به نرخ بهره‌بانک مرکزی ارتباط داده‌شود بطوریکه با افزایش نرخ بهره بانک مرکزی، نرخ بهره‌وام پرداختی از طرف پانک افزایش پیدا کند و با کاهش نرخ بهره‌ بانک مرکزی نرخ بهره‌ وام پرداختی نیز کاهش یابد. انجام اینگونه اقدامات مشروط به وجود قوانین مربوطه و عقد قرارداد ویژه بین طرفین است .

4- موقع گرفتن وام بویژه اگر وام بلند‌مدت باشد موضوع تضمین وام اهمیت پیدا میکند زیرا با افزایش دوره بازپرداخت یک وام احمال عدم بازپرداخت آن بیشتر میشود به این دلیل بانکهای وام دهنده از وام‌گیرنده در مقابل وام تضمین طلب می‌کند تا در صورت پرداخت نشدن وام،بانک وام دهنده منابع پولی خود را از دست ندهد و از طریق فروش تضمینات به پول خود دست یابد. اغلب شرکتهایی اقدام به دریافت وام از بانکها می‌کنند دارائیهای ثابت خود را به عنوان تضمین بازپرداخت وام خود معرفی می‌کنند. در نتیجه اگر گرفتن وام مستلزم معرفی تضمینات باشد شرکتهایی می‌توانن از اینگونه وامها استفاده کنند که صاحب دارائیهای ثابت قابل توجه هستند مثل شرکتهای  تولید‌کننده‌ نفت و مواد نفتی، شرکتهای تولید کننده مواد شیمیائی، شرکتهای حمل ونقل و غیره.

5- بانکهای وام دهنده معمولاً قبل از پرداخت وام، توان مالی متقاضی وام را بررسی می‌کنند وسعی می‌نمایند جریانات پولی شرکت متقاضی وام را در دوره‌های آینده مشخص کنند که آیا شرکت متقاضی وام در زمانهای آتی درآمدهای قابل قبول خواهد داشت یا خیر. علاوه بر این بانکهای وام‌دهنده ممکن است توان مالی صاحبان شرک و یا شرکای شرکت را هم تحلیل و بررسی کنند تا آنکه از بازپرداخت وام اعطایی اطمینان حاصل نمایند.

6ـ بانکهای وام‌دهنده می‌توانند در قرارداداعطای وام به شرکتها بعضی از احکام و شرایط ویژه را وارد کنند تا آنکه بعضی خطرات عدم بازپرداخت ویا تقاضای تجدید وام از بین برود و شرکت در زمانهای مشخص اقساط وام خود را بازپرداخت نماید. این احکام و شرایط ویژه می‌توانند از وام گرفتن دوباره شرکت از منابع دیگر جلوگیری کنند و یا مانع توزیع سود برای سهامداران شوند و یا آندسته از عملیات شرکت را که بر روی عملیات و جریانات مالی اثرگذار هستند تحت نظارت و کنترل درآورند.

وامها ـ بخش اول

وامهای کوتاه‌مدت و بلند‌مدت

انتشار اوراق قرضه و یا سهام برای شرکتهایی میسر است که از تأسیس آنها مدتی گذشته و شرکت در نزد عامه از اعتبار قابل قبولی برخوردار است. اما شرکتهایی که جدیدالتأسیس هستند کمتر می‌توانند از انکان انتشار اوراق قرضه یا سهام برخوردار باشند حتی در صورت ممکن بودن انتشار اوراق قرضه ویا سهام، انتشار آنها بصورت یک راه تأمین سرمایه پرهزینه بشمار می‌آید. از این گذشته در کشورهای در حال توسعه بازارهای سرمایه هم بصورت گسترده و منسجم سازماندهی نشده‌اند و امکان تأمین مالی از راه انتشار سهام یا اوراق قرضه و از طریق بازارهای سرمایه مشکل می‌باشد. در این قبیل شرکتهای نوپا بیشتر از اعتبارات و وامهای بانکهای توسعه و یا بانکهای تجاری استفاده می‌کنند.

 

ویژگیهای وام‌های میان‌مدت و بلند‌مدت

وامهای میان‌مدت و بلندمدت دارای خصوصیاتی هستند که می‌توانیم ذیلاً به بعضی از آنها اشاره‌ نمائیم:

1-از دیدگاه زمان بازپرداخت وامها می‌توانیم آنها را به دو دسته میان‌مدت و بلند‌مدت تقسیم کنیم . وامهایی که دوره بازپرداخت آنها در فاصله یک تا پنج سال قرار دارد، می‌توانند وامخای میان‌مدت نام‌گذاری شوند و وامهایی که دوره بازپرداخت آنها بیش از پنج سال است می‌‌توانند نام وام‌های بلندمدت به خود بگیرند.

2-بازپرداخت وامها اغلب به شکل اقساط دوره‌ای انجام می‌پذیرد. اقساز وام‌ها ممکن است سه ماه یک‌بار، شش‌ماه یکبار و یا یک‌سال یکبار صورت گیرد . مبلغ اقساط و زمانهای بازپرداخت آنها برحسب شرایط وام‌گیرنده و درآمدهای آتی وام دهنده وسایر مسؤولیت‌های وام دهنده تعیین می‌گردد. توجه به شرایط وام گیرنده سبب می‌شود که وام گیرنده از نظر شرایط بازپرداخت در وضعیت انعطاف‌پذیر قرار گیرد و در حدتوان و امکانات خود بازپرداختها را انجام دهد.