مدیر عامل اومدند تبریز، سر صبح هست، دارم تو ماشین در مورد تبریز و اینکه شهر بدون گداست و... نطق می کنم و اینکه این موسسه حمایت از مستمندان تبریز، چیه و چه نتایجی داشته!، همین که جمله تموم میشه سر چهار راه حافظ یکی با انگشت میزنه به شیشه و پول می خواد!، "یالانچینین شاهدی یانیندا اولار"، تنها جمله ای که میشه گفت!