حس نوشتن دست داد
در حال حاضر مشغول احوال پرسی با همکاران هستم و علی القاعده امروز و چند روز آینده بر همین منوال خواهد گذشت، امسال نیز مانند سالهای قبل تعطیلات نوروز را در تبریز، شهر زیبایی ها، ماندیم و از شهر محافظت کردیم! به شخصه از اینکه ایام عید به مسافرت نمی روم خوشحالم اما این خوشحالی وقتی به یاد می آورم که در طول سال گذشته فقط توانستم دو روز مرخصی بگیرم که آن هم به انجام کارهای ضروری گذشت، چندان دوامی ندارد.
از نکات مفید نوروز امسال دیدار فامیل و تماس با برخی دوستان و احوال پرسی از آنان، دوری موقت از مشغله های تالار، دیدن چند فیلم مستند از شبکه 4، مشاهده دو قسمت کلاه قرمزی (همراه با آرزوی سلامتی آقایان طهماسب و جبلی)، متوجه شدم که چقدر به اینترنت پرسرعت معتادم!، تصمیم به خرید یا سفارش ساخت یک کتابخانه برای خودم (کتابها از سرو کول هم بالا می روند و هر اتاق یا کمد را باز کنید کتابهای من ظاهر می شوند به نحوی که امسال تنها کمک نوروزی بنده به والده مهربانم این بود که لطف کنم و کتابهای خود را مرتب سازم!) و چند کار دیگر، خلاصه به بطالت گذشت!
Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts