در معامله، به امتیازاتی که کسب می کنید اهمیت بدهید نه پولی که به دست می آورید
وقتی پای پول در میان باشد، چگونه این ریسک را می کنید؟ وانمود کنید چیزی
که با آن معامله می کنید پول نیست و این تنها یک بازی است و آن چه که به
حساب شما وارد و یا از آن خارج می شود پول نیست بلکه امتیاز است. با هر
حرکت بازار نگران دلارهایتان نشوید و سعی کنید قواعدتان را بدون اشتباه
پیگیری کنید. وقتی قادر باشید در این سطح عمل کنید، نه تنها در بلند مدت
سودآوری شما رشد خواهد کرد، بلکه تمام استرسی که دارید نیز ناپدید خواهد
شد.
دیگر با شنیدن اخبار به خود نخواهید گفت: که ای کاش پول خود را از بازار
خارج کنم و اتومبیل بخرم یا اینکه پولی که می توانستم در تعطیلات خرج کنم
را از دست دادم. روشی که به شما معرفی می کنم تمامی احساسات را از شما می
گیرد چرا که با این احساسات نمی توانید موفق شوید. رفتار من هم در روزهای
ابتدایی این چنین بود و با شنیدن اخبار و اینکه ۵۰۰ دلار سود زیان می کردم
دچار دگرگونی می شدم! و چنان چه در روز بعد ۵۰۰ دلار سود به چنگ می آوردم
تمام دنیا زیر پاپم بود!! حتی اگر با ادامه این روش به موفقیت مالی هم می
رسیدم، قادر به لذت بردن از آن نمی بودم و به طور حتم معامله را رها می
کردم.
هم اکنون با روش معامله کم ریسک و پر سودی که دارم، در پایان روز ۵ دقیقه
نمودارها و صورت های مالی را بررسی می کنم و دیگر هیچ! از خود می پرسم:
«آیا باید مطابق با روش و قواعد خود به خرید، فروش و نگهداری سهم اقدام
نمایم؟» برای پاسخ به این سوالات ۱۰ ثانیه به خود فرصمت می دهم و هر کاری
که لازم باشد انجام می دهم. در واقع در اینجا معامله گر نیستم بلکه فقط
دنباله روی قواعدم هستم.
بزرگان و برجستگان عالم معامله هیچ گاه به بازار سهام به عنوان صندوق پر از
پول نمی نگرند بلکه آن را به عنوان جایگاهی برای تجارت می بینند! تجارت در
بازار را پیگیری قواعد و به دست آوردن امتیاز می دانند. اگر می خواهید در
بازار سهام موفق شوید، هر افزایش و کاهشی در قیمت سهم را سود و ضرر ترجمه
نکنید.
چنان چه قرار بر این است که سود و زیان منجر به به هم ریختگی روحی و یا
برعکس اوج لذت شما شود و به عبارتی احساسات مهمترین عامل ویرانگر موفقیت
شما شود، عقل سلیم حکم می کند که برای رسیدن به موفقیت می بایست تمامی
احساسات را از معامله خود خارج کنید. چگونه اینکار را انجام می دهید؟ با
پیروی از قواعدتان.
قواعد را مهمترین عنصر معاملات بدانید. پول را فراموش کنید و به قواعد و
روش خود و اینکه چگونه به خوبی از آنها پیروی کنید بها بدهید.
کتابی تحت عنوان «چگونه ۲
میلیون دلار به دست آوردم» نوشته «نیکولاس دارواس» وجود دارد. به این کتاب
علاقمند هستم و بیش از ۵۰ بار آن را خوانده ام.
پس از خواندن این کتاب متوجه می شوید که چگونه این شخص از یک معامله گر
احساساتی تبدیل به یک معامله گر منطقی و موفق شده است. جدا از بحث مسئولیت
پذیری، پرورش و بسط روش معاملاتی ای که با وی هم خوانی داشت و برنامه ریزی
معاملات و انجام امور اساسی دیگر، چه عاملی باعث موفقیت وی بود؟ عامل اصلی
ثروتمند شدنش این بود که به پول با دیدی که متداول است نمی نگریست. او با
توجه به روش معاملاتی اش، هر زمان که سیگنال خرید را دریافت می کرد، درصدی
از سرمایه اش را به خرید اختصاص می داد. برای وی تفاوتی نداشت که ۵ هزار
دلار خرید کند یا ۵۰۰ هزار دلار. برای وی هر دو کاملا یکسان بودند. دست از
شمردن پول و نگرانی برای آن برداشته بود و فقط قوانینش را دنبال می کرد.
در یک معامله ۳۵۰ هزار دلار را به خرید سهامی در قیمت ۵۳ دلار اختصاص
داد. پس از آن قیمت سهم به بیش از ۱۰۰ دلار رسید و کار گزار به اطلاع وی
رساند که تا آن لحظه ۲۵۰۰۰۰ دلار سود کسب کرده است. دارواس می دانست که در
صورت فروش سهم تمام ثروتمند خواهد بود (سالهای ۱۹۵۰ ). ذره ذره وجودش از
او می خواست که سهم را به فروش رساند و دیگر از روشی که در پیش گرفته بود
پیروی نکند.
وی شروع به بررسی موضوع کرد. سوالاتی به ذهن او هجوم می آورد مانند اینکه:
آیا قیمت سهم پایین خواهد آمد؟ بهتر نیست که آنرا به فروش رسانده و سود
شناسایی کنم؟ چه اشکالی دارد که همین یک بار قوانینم را زیر پا گذارم؟! در
نهمایت تصمیم گرفت فروش سهم را فراموش کرده و همچنان روش خود را ادامه دهد
که البته به هیچ وجه کار ساده ای نبود. اما او تصمیم درستی گرفته بود چند
هفته بعد سهم همچنان رشد کرد و سود او نیز بسیار بیشتر شد. اگر او فردی بود
که بر اساس سود یا ضرر روزانه معامله می کرد، بدون شک جرات ماندن در آن
سهم به مدت طولانی را نمی داشت.
معامله گران حرفه ای این ضرب المثل وال استریت را شنیده اند که:
با همراه شدن با روند بازار، از ضرر هایتان کاسته و به سودهایتان بیفزایید.
اما آیا دارواس از این مثل پیروی کرد؟!
بارها برایم پیش آمد. که وسوسه
شوم و بخواهم همان یک بار قواعد معاملاتی ام را زیر پا بگذارم. اما تجربه
ام گوشزد می کند که هیچ گاه نباید این کار را کرد. حتی یک معامله را هم
مستثنی قرار نمی دهم. با آموختن این نکته که امتیازاتم را محاسبه کنم و نه
موجودی حسابم، به این نتیجه رسیده ام.
چه چیزی برنده ها را از بازنده ها جدا می سازد؟ در واقع آنچه که باعث
جداسازی برنده ها از بازنده می شود، قابلیت دنبال کردن قوانین بدون حتی
یک استثنا و بی توجه به موقعیت و شرایط است. افراد کمی هستند که این کار را
انجام می دهند.
منبع: www.abedini.info
Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts