3ـ صاحبان اوراق قرضه برروی دارئیهای شرکت تقدم دارند درصورتیکه یک شرکت ورشکست شود ابتدا لازم است از طریق دارئیهای آن شرکت حقوق صاحبان اوراق قرضه از طریق فروش دارائیهای شرکت تأمین می‌گردد و اگر مقداری از دارئیها موجود باشد آنگاه به ایفا حقوق صاحبان سهام اقدام میشود در اینصورت صاحب سهم بیشتر حقوق بیشتری دارد و صاحب سهم کمتر دریافتی کمتری خودهد داشت.

4ـ صاحبان اوراق قرضه می‌توانند تحت شرایط خاص نظرات خود را در سطح مدیریت شرکت اعمال کنند گرچه طلبکاران ویا صاحبان اوراق اوراق قرضه بطور مستقیم دراداره یک شرکت دخالت ندارند ولی ممکن است صاحبان اوراق قرضه در قرار خرید اوراق قرضه

ویا با نظر مجمع عمومی بتوانند بعضی محدودیتها را بر مدیریت شرکت اعمال کنند این محدودیتها می‌تواند بشکل تعیین حدو مرز در مورد گرفتن وام از منابع برون شرکتی، نسبت مقدار وام به کل سرمایه، حقوق مدیران و غیره باشد. علاوه براین طلبکاران و صاحبان اوراق قرضه می‌توانند در مقابل مدیریتی که حقوق قانونی آنها را ایفا نمی‌کمد به مراجع قانونی شکایت کنند. بطور خلاصه می‌توان به این نکته اشاره نمود که بین صاحبان اوراق قرضه و صاحبان سهام از نظر ریسک، درآمد و اعمال کنترل بر شرکت تفاوت‌‌هایی وجود دارد.